صرف نظر و مشاهده محتوا
موتور دیزل Cummins KTA38-G3
کاتالوگ محصول

موتور دیزل Cummins KTA38-G3

موتور دیزل Cummins KTA38-G3 با توان Prime 741 kW و Standby 816 kW در 50 Hz.

قیمت و موجودی موتور بر اساس درخواست و شرایط تأمین اعلام می‌شود.
مشخصات فنی / Technical Data

مشخصات فنی محصول

مصرف سوخت، روغن و قطعات مصرفی

حجم روغن موتور135 L

مشخصات عمومی موتور

برند و مدلCummins KTA38-G3
خانوادهKTA38
نوعموتور دیزل G-Drive چهارزمانه
تعداد سیلندر12
حجم موتور38.0 L
دور نامی 50Hz1500 rpm
سیستم سوختCummins PT direct injection
ظرفیت روغن135.0 L
ظرفیت خنک‌کنندهطبق دیتاشیت/پکیج Coolpac مدل
سوختDiesel
آلایندگیNon-Regulated

توان نامی در 50Hz / 1500 rpm

RatingkWekVA
Prime / PRP741.0926.0
Standby / ESP816.01020.0

توجه: Rating نهایی باید با دیتاشیت رسمی همان مدل، فرکانس، استاندارد آلایندگی، شماره سریال/نسخه بازار و شرایط ارتفاع و دمای پروژه تطبیق داده شود.

نکات مهندسی نصب

خنک‌کاریرادیاتور/Coolpac، مسیر هوای ورودی و خروجی و جلوگیری از بازچرخش هوای گرم بر اساس دیتاشیت مدل طراحی شود.
اگزوزقطر لوله و Back Pressure از Performance Data Sheet همان موتور استخراج شود.
سوخت‌رسانیافت فشار مکش، خط برگشت، فیلتراسیون و آب‌گیری سوخت در طراحی مخزن روزانه کنترل شود.
کنترلبرای مدل‌های الکترونیکی، CAN/J1939 و Mapping کنترلر بر اساس ECM واقعی موتور تست شود.
انتخاب آلترناتورتوان، دمای محیط، ارتفاع، بارهای موتوری، UPS/VFD و پاسخ گذرا همزمان بررسی شوند.

منبع

مرجع پایه: اطلاعات ثبت‌شده محصول و منابع رسمی Cummins G-Drive. صفحه رسمی Cummins

Atropat Expert Review

بررسی تخصصی آتروپات دیزل

KTA38-G3؛ چرا Rating پایین‌تر روی همان V12 مهم است؟

KTA38-G3 یک موتور دوازده‌سیلندر V شکل با زاویه ۶۰ درجه، حجم ۳۷٫۸ لیتر و قطر و کورس ۱۵۹ × ۱۵۹ mm است. توربو، افترکولر آب‌پایه، سیستم PT و بوش تر، آن را در خانواده مکانیکی KTA38 قرار می‌دهند. سند مبنا PD00000066 مورخ فوریه ۲۰۲۳ با Fuel Rating برابر FR6123 است. نام این مدل را نباید با G5 یا G14 عوض کرد؛ جدول توان، منحنی مصرف و سهم بار ثابت آن مستقل است.

جایگاه G3 در این خانواده، تولید Prime کمتر از G5/G14 در دور پنجاه هرتز است، درحالی‌که ظرفیت COP منتشرشده نزدیک یا برابر آنهاست. این تفاوت برای پروژه‌ای که کار ثابت طولانی دارد مهم‌تر از ترتیب شماره مدل است. از Rating کمتر به‌تنهایی نمی‌توان عمر بیشتر را نتیجه گرفت؛ باید بار واقعی، دمای کار و کیفیت تعمیرات مشخص باشند.

Gross، Net و kWe؛ مبنای درست آزمون توان

در ۱۵۰۰ rpm / ۵۰ Hz، برگه موتور Gross Prime برابر ۸۰۶ kWm، Standby برابر ۸۹۵ kWm و COP برابر ۶۵۶ kWm اعلام می‌کند. Net همین سه نقطه به‌ترتیب ۷۸۴، ۸۶۴ و ۶۳۴ kWm است. برای ژنراتور نمونه، Prime برابر ۷۴۱ kWe / ۹۲۶ kVA، Standby برابر ۸۱۶ kWe / ۱۰۲۰ kVA و COP برابر ۶۰۰ kWe / ۷۵۰ kVA درج شده است.

بنابراین درخواست ۸۰۶ kWe از پکیجی که مبنای معرفی آن ۸۰۶ kWm Gross موتور است، هدف صحیح Load Bank نیست. پکیج باید توان فن، تجهیزات و تلفات آلترناتور را تأمین کند. عدد Typical Generator Set Output نیز جای خروجی تضمین‌شده ست نصب‌شده را نمی‌گیرد؛ آلترناتور و شرایط سایت باید محاسبه شوند.

برای ۱۸۰۰ rpm / ۶۰ Hz، Gross Prime برابر ۹۱۰ kWm، Standby برابر ۱۰۰۰ kWm و COP برابر ۷۷۶ kWm است. Net متناظر ۸۷۷، ۹۵۷ و ۷۴۳ kWm و خروجی نمونه Prime برابر ۸۳۳ kWe / ۱۰۴۲ kVA است. اعداد شصت هرتز را به پروژه پنجاه هرتز منتقل نکنید؛ قابلیت کار در دو دور نیازمند تطبیق واقعی تجهیزات است.

حاشیه Standby و معنی توان ویژه

محاسبه آتروپات در پنجاه هرتز: (۸۹۵ − ۸۰۶) ÷ ۸۰۶ × ۱۰۰ = ۱۱٫۰۴٪ حاشیه Standby. توان ویژه Prime برابر ۸۰۶ ÷ ۳۷٫۸ = ۲۱٫۳۲ و Standby برابر ۸۹۵ ÷ ۳۷٫۸ = ۲۳٫۶۸ kWm/L است. برای G5 هم‌حجم، Prime برابر ۸۸۰ kWm و توان ویژه ۲۳٫۲۸ kWm/L است؛ مقایسه در اینجا هم‌دور و با مبنای Gross است.

توان ویژه، شاخص فشردگی کار خروجی است و معادل فشار بوست یا شاخص عمر نیست. BMEP کار ترمزی متوسط نسبت‌داده‌شده به حجم جابه‌جایی است؛ برای تحلیل Thermal Loading باید آن را همراه داده سوخت، جرم هوا، خنک‌کاری و شرایط Duty دید. بدون نقشه توربو یا Heat Rejection نمی‌توان از اختلاف توان ویژه، اختلاف عددی دمای احتراق را استخراج کرد.

PRP برای بار متغیر و COP برای بار ثابت پیوسته تعریف می‌شوند. عدد Standby برای زمان قطع منبع قابل اعتماد است و انتخاب دائم بر مبنای آن، کارکرد مجاز جدیدی ایجاد نمی‌کند. اگر سایت نیاز ثابت دارد، نقطه COP و محدودیت‌های دقیق Rating باید مرجع انتخاب باشند؛ کاهش دلخواه یک درصد از Standby جای سند COP نیست.

مصرف G3؛ از نقطه منتشرشده تا هزینه انرژی

در Prime پنجاه هرتز، جدول برای ۲۵، ۵۰، ۷۵ و ۱۰۰٪ بار، خروجی‌های ۲۰۱، ۴۰۳، ۶۰۴ و ۸۰۶ kWm و مصرف‌های ۵۴، ۱۰۴، ۱۵۱ و ۱۹۸ L/h را منتشر کرده است. تقسیم داده‌های خود جدول، به‌ترتیب حدود ۰٫۲۶۹، ۰٫۲۵۸، ۰٫۲۵۰ و ۰٫۲۴۶ L/kWh مکانیکی می‌دهد. توان نقاط میانی در سند گرد شده است؛ برای این محاسبه همان توان چاپ‌شده استفاده شده، نه درصد ایده‌آل بازسازی‌شده.

مصرف کامل Standby برابر ۲۲۱ L/h و کامل COP برابر ۱۶۴ L/h است. در شصت هرتز، مصرف کامل Prime برابر ۲۱۷ L/h برای ۹۱۰ kWm است؛ مقایسه L/h بدون توان و دور، راندمان دو حالت را ثابت نمی‌کند. برای هزینه برق، سوخت واقعی را بر kWh الکتریکی اندازه‌گیری‌شده تقسیم کنید؛ تلفات و توان فن در جدول مکانیکی به شکل خروجی برق محاسبه نشده‌اند.

اعداد نشان می‌دهند Oversizing می‌تواند مصرف ویژه را بدتر کند: G3 با بار غالب سبک، حتی اگر بدون مشکل روشن بماند، الزاماً انتخاب اقتصادی نیست. کم‌باری طولانی ممکن است به احتراق نامناسب، رسوب و Wet Stacking منجر شود. ارزیابی آن باید با دمای کار، ساعت و پروفایل بار انجام شود؛ برنامه Load Management یا آزمون اصلاحی فقط طبق راهنمای نسخه و در حدود مجاز Rating اجرا می‌شود.

PT و گاورنر؛ فرمان سوخت چه زمانی به گشتاور تبدیل می‌شود؟

در سند این مدل، PT کم‌فشار، پمپ جبران‌کننده سایش، گاورنر دو وزنه‌ای و انژکتورهای محرک با میل‌سوپاپ تصریح شده‌اند. اندازه سوخت به فشار تغذیه و زمان و سطح مسیر اندازه‌گیری وابسته است؛ انژکتور مکانیکی مرحله تزریق را اجرا می‌کند. این ساختار با پمپ ریل فشاربالای QSK یکی نیست و مقدار فشار PT معیار Rail Pressure نیست.

اگر موتور در بی‌باری پایدار و زیر بار ضعیف است، ابتدا مسیر مخزن، هواکش، آبگیر و فیلترها و مکش را بررسی کنید. Restriction ورودی پمپ و فشار تغذیه زیر همان بار باید هم‌زمان ثبت شوند؛ فشار خوب بدون بار، تأمین سوخت بار کامل را ثابت نمی‌کند. ورود هوا در مکش، گرفتگی برگشت یا کیفیت نامناسب سوخت می‌تواند رفتار گاورنر را هم شبیه خرابی کنترل نشان دهد.

بعد از تأیید سوخت‌رسانی، حرکت لینک/Actuator و سپس تنظیم پمپ و انژکتورها طبق CPL بررسی شوند. افزایش Fuel Rate برای پوشاندن فیلتر مسدود یا توربوی ضعیف، تعمیر نیست. شماره پمپ، نوع انژکتور و روش تنظیم باید از منوال همان موتور اخذ شوند. حفاظت مکانیکی Overspeed و فرمان قطع سوخت پکیج نیز باید جدا از تنظیم دور نامی آزمون شوند.

تنفس و تفاوت دود لحظه‌ای با دود پایدار

در ورود پله بار، سوخت می‌تواند زودتر از هوای جدید افزایش یابد؛ توربو باید شتاب بگیرد و افترکولر نیز هوای شارژ را در محدوده درست نگه دارد. دود کوتاه با افت گذرای دور را از دودی که بعد از تثبیت بار ادامه دارد جدا کنید. برای دود ماندگار، ترتیب عملی این است: بار واقعی → RPM/Hz → Boost → Restriction ورودی → نشتی مسیر شارژ و افترکولر → Back Pressure اگزوز → تغذیه PT → تزریق و مکانیک.

با کم‌شدن هوای قابل احتراق، بالا بردن سوخت می‌تواند دود و بار حرارتی را بیشتر کند. بررسی خروجی اگزوز نیز بخشی از تنفس است؛ مجموع افت زانوها، لوله و Silencer باید با دبی و دمای Rating محاسبه شود و Flexible وزن لوله را تحمل نکند. حد Back Pressure و دبی/دمای اگزوز در برگه کوتاه کامل نیستند و نیازمند تأیید با ESN/CPL/Rating هستند؛ عدد نسخه G5 یا موتور دیگر به G3 نسبت داده نمی‌شود.

Cooling؛ ظرفیت COP را با تهویه ضعیف از دست ندهید

Coolpac معرفی‌شده ظرفیت کولانت ۲۱۰ L، ترکیب ۵۰٪ اتیلن‌گلیکول و ۵۰٪ آب و حد محیطی ۵۰°C دارد. در پنجاه هرتز، توان فن ۲۴ kWm و هوادهی ۱۴ m³/s است؛ در شصت هرتز به ۴۲ kWm و ۱۷ m³/s می‌رسد. پاورقی ۱۳ mm H₂O مربوط به شرایط هوادهی است؛ این عدد حد فشار اگزوز یا فشار آب نیست.

پمپ گریز از مرکز چرخ‌دنده‌ای، ترموستات Bypass و گذرگاه‌های آب اطراف بوش‌ها و سرسیلندر در معرفی خانواده آمده‌اند. در مدل با خنک‌کاری هوای شارژ آب‌پایه، وضعیت مدار آب و افترکولر را هم‌زمان بررسی کنید. دبی هوای رادیاتور با هوای مصرفی احتراق فرق دارد و ظرفیت کولانت نیز Heat Rejection را به‌تنهایی تعیین نمی‌کند.

اگر بدون بار دما عادی و در ۷۵ تا ۱۰۰٪ بار بالا است، ابتدا بار و دمای هوای ورود به رادیاتور ثبت شوند؛ بعد برگشت هوای گرم، افت کانال/لوور، دور و جهت فن و فین‌ها بررسی شوند. در مرحله بعد، سطح صحیح، هواگیری و ترکیب کولانت، ترموستات، پمپ و افترکولر تست شوند. اگر نصب و گردش سالم‌اند، شرایط سایت و احتراق ارزیابی شوند. آزمون باید زیر بار قابل تکرار باشد؛ بازکردن مسیر هوا بدون ثبت شرایط، تشخیص قطعی ایجاد نمی‌کند.

روغن و سلامت بوش تر

ظرفیت روغن برگه ۱۳۵ L با فیلتر Full Flow از نوع Spin-on است. کیفیت روغن و کولانت برای موتور بوش تر اهمیت عملی دارد؛ ظرفیت زیاد روغن مجوز فاصله سرویس عمومی نیست. فشار روغن مجاز، دما، Specification و Interval باید با ESN و Duty کنترل شوند و در این مقاله حد محافظتی حدسی تعیین نشده است.

افت فشار روغن گرم: اعتبار قرائت را با گیج مناسب تأیید کنید، سپس سطح، دما، گرید و Fuel Dilution و فیلتر/مکش را بررسی کنید و بعد پمپ و لقی‌ها را تست کنید. افزایش سطح روغن نیازمند تعیین منشأ سوخت یا کولانت است. کاهش سطح همراه Blow-by را با ثبت مقدار افزودن، کنترل نشتی و تهویه کارتل، توربو و تست آب‌بندی تفکیک کنید. فلز در روغن یا فیلتر باید منشأیابی شود؛ No-Load یا تعویض روغن آن را بی‌اهمیت نمی‌کند.

Transient و کوپله؛ حجم ۳۷٫۸ لیتر تضمین Step Load نیست

با وصل بار، انرژی دورانی مجموعه مصرف می‌شود و RPM افت می‌کند؛ گاورنر تغییر دور را می‌بیند، سوخت PT بیشتر می‌شود، توربو دور می‌گیرد و با رسیدن هوا، گشتاور و فرکانس بازیابی می‌شوند. وزن موتور، اینرسی فلایویل و اینرسی روتور یک مفهوم نیستند. برای تعیین Load Acceptance، گزارش گذرای همان موتور و آلترناتور و معیار پروژه لازم است؛ در نبود آن درصد و ثانیه تضمینی ساخته نمی‌شود.

برای Motor Starting، جمع kW کافی نیست؛ جریان راه‌اندازی، نوع استارت، ترتیب اتصال، PF و افت مجاز ولتاژ و فرکانس مهم‌اند. هنگام Recover کند، Trend فرمان و موقعیت Actuator/لینک، فشار PT، Boost، Hz و kW را کنار هم بگذارید. این ثبت نشان می‌دهد تأخیر از کنترل سرعت است یا از رسیدن سوخت و هوا.

در انتخاب STAMFORD، Mecc Alte یا Leroy-Somer برای محدوده نمونه این G3، راندمان، کلاس حرارتی، اتصال کوتاه، تحریک و PMG، بارهای UPS/VFD و هارمونیک‌ها بررسی شوند. PMG کمک به تحریک است و کمبود kW را جبران نمی‌کند. ابعاد SAE 0 ذکرشده باید با نقشه کوپلینگ و هوزینگ، دیسک و هم‌راستایی تطبیق داده شوند؛ مدل قطعی بدون محاسبه معرفی نمی‌شود.

کنترلر و تقسیم بار

این PT را دارای ECM تزریق و داده ذاتی J1939 فرض نکنید. دور می‌تواند از Pickup و فشار و دما از فرستنده مستقل خوانده شوند؛ گاورنر الکترونیکی نصب‌شده، اگر وجود داشته باشد، باید از روی پلاک و Interface بررسی شود. برای DSE، ComAp، DEIF و Datakom، ورودی سنسورها، فرمان Start/Stop و Speed Bias و حفاظت‌ها باید عملی تأیید شوند. ساعت کنترلر جای ساعت معتبر ECM نیست.

در پارالل، گاورنر با تغییر توان مکانیکی، kW را تقسیم می‌کند و AVR با تحریک، kVAr را کنترل می‌کند. انتخاب Droop یا Isochronous باید با روش هماهنگی و ارتباط Load Sharing سازگار باشد. Synchronizer فقط پیش از وصل، فاز و ولتاژ و فرکانس را تطبیق می‌دهد؛ پایداری بعد از وصل، وظیفه حلقه‌های تقسیم بار است.

برای نوسان kW، صحت جهت و نسبت CT، نمایش توان، ارتباط تقسیم بار و حالت گاورنر را تأیید کنید؛ سپس فرمان Bias، حرکت Actuator و پایداری PT را زیر بار بررسی کنید و در پایان Gain را تنظیم کنید. اگر kW پایدار و kVAr ناپایدار است، مسیر AVR متفاوت است. آزمون سنکرون باید Ramp، قطع ارتباط و خروج یک مولد را هم پوشش دهد.

نصب و کاهش توان در سایت

G3 را با مسیر هوای اتاق و تخلیه رادیاتور صحیح نصب کنید؛ هوای داغ نباید به مکش برگردد. برای تغذیه و برگشت PT، دبی پمپ و هد مجاز از نقشه نصب لازم‌اند؛ مصرف ۱۹۸ L/h دبی قطعی لوله‌کشی نیست. مخزن روزانه، ونت، شیرها و اتصالات مکش باید بدون ایجاد Restriction یا هواگرفتگی باشند.

استارت ۲۴ V و دینام شارژ ۳۵ A در برگه ذکر شده‌اند. ظرفیت باتری و سایز کابل با افت ولتاژ Cranking و شرایط محیط تعیین می‌شوند. شارژر، اتصال زمین، مسیر برگشت استارت، لرزه‌گیر، Alignment و فضای سرویس باید در تحویل تأیید شوند. ابعاد معرفی‌شده ۳۳۸۸٫۵ × ۱۷۵۲ × ۲۴۶۳ mm و وزن خشک ۴۹۹۰ kg مربوط به Envelope سندند؛ وزن کامل ست، سوخت و کانوپی جداست.

ارتفاع و دمای محیط/ورودی، دفع حرارت و محدودیت اگزوز می‌توانند توان واقعی را محدود کنند. Gross بر اساس چارچوب ISO 3046 و Rating Cummins خوانده می‌شود؛ شرایط مرجع و منحنی Derating دقیق باید برای نسخه دریافت شوند. در منبع کوتاه، نسبت تراکم، Heat Rejection، حدود روغن و دبی هوای احتراق کامل نیستند: نیازمند تأیید با ESN/CPL/Rating. راهنمای نصب جای منحنی اختصاصی این موتور را نمی‌گیرد.

سناریوهای تست؛ از نشانه به اقدام بعدی

Crank بدون Start: RPM و ولتاژ حین استارت → کنترل باتری و افت کابل → اجازه قطع/وصل سوخت → هوا و Restriction مکش و فشار PT → تنظیم و انژکتور طبق CPL. تعویض پمپ قبل از تست تغذیه، ترتیب مناسبی نیست.

مصرف غیرعادی: لیتر و kWh واقعی در یک بازه → حذف خطای مخزن/برگشت و نشتی → مقایسه هم‌بار با Baseline → کنترل دمای کار و تنفس → فشار و تنظیم PT و یکنواختی انژکتورها. L/h بالاتر با افزایش بار، به‌تنهایی عیب نیست.

توان کافی نیست: تعریف kWm یا kWe و Duty → اندازه‌گیری بار، PF و دور → بررسی محیط، هوارسانی و اگزوز و تغذیه PT → تست تزریق و مکانیک پس از حذف محدودیت نصب. اگر هدف COP سایت بیشتر از COP سند است، مسئله ممکن است انتخاب ظرفیت باشد.

مقایسه تصمیم‌محور با سایر KTA38ها

G5 و G14 با همان حجم، Prime پنجاه هرتز ۸۸۰ kWm دارند، ولی COP در هر دو برگه ۶۵۶ kWm است. برای بار ثابت طولانی، بالاتر بودن Prime آنها الزاماً ظرفیت COP بیشتری نمی‌دهد. مصرف COP G3 برابر ۱۶۴ L/h و در G5/G14 برابر ۱۵۸ L/h منتشر شده است؛ مقایسه به همین Rating و نسخه اسناد محدود است و خروجی یک ست نصب‌شده را تضمین نمی‌کند.

در بار کامل Prime، G3 برابر ۱۹۸ L/h در ۸۰۶ kWm و G5 برابر ۲۰۹ L/h در ۸۸۰ kWm دارد. کمتر بودن L/h اولی به معنی راندمان بهتر نیست؛ مصرف ویژه محاسباتی G5 در همان درصد نامی کمتر است، اما برای خرید باید مصرف در بار مطلق موردنیاز و تلفات پکیج مقایسه شوند. برای Transient برتری قطعی از این جدول به دست نمی‌آید.

G9 در سند ژوئن ۲۰۲۳ فقط Standby دارد؛ آن را به‌دلیل توان اضطراری بیشتر، جانشین Prime این G3 نگیرید. اگر نیاز واقعی از ظرفیت G3 پایین‌تر است، بررسی ست کوچک‌تر یا توالی چند مولد منطقی است؛ اگر پله بار یا kW موردنیاز بیشتر است، G5/G14 باید با گزارش گذرای واقعی بررسی شوند. هزینه سرویس نیز به پمپ، گزینه‌ها و مهارت تیم بستگی دارد، نه فقط حجم مشترک بلوک.

بازدید دست‌دوم و ثبت Baseline

ESN، CPL، FR، پلاک پمپ و گاورنر و سابقه تنظیم را ثبت کنید. Cold Start، فشار روغن گرم، Blow-by اندازه‌گیری‌شده، وضعیت توربو و Boost، افترکولر، روغن و کولانت و سابقه تعمیر بوش‌ها بررسی شوند. اگر نشانه‌ای از ناهمگونی احتراق وجود دارد، آزمون انژکتور طبق منوال لازم می‌شود. تست بی‌بار، اثبات سلامت موتور نیست.

Load Bank متناسب با Rating، در نقاط مجاز ۲۵، ۵۰، ۷۵ و ۱۰۰٪ Prime پکیج اجرا شود. RPM، Hz، ولتاژ، جریان هر فاز، kW، kVA، PF، فشار روغن، دمای کولانت، ولتاژ باتری، Boost و در صورت ابزار مناسب دمای اگزوز، فشار PT و مصرف سوخت ثبت شوند. محیط، ورودی رادیاتور و زمان تثبیت هم در فرم بیایند؛ این Baseline مقایسه آینده است. حد قبولی هر فشار و دما از منوال همان ESN اخذ می‌شود.

نظر کارشناسی آتروپات دیزل

مزیت G3، جایگاه روشن‌تر آن برای انتخاب ظرفیت در خانواده V12 مکانیکی و دسترسی به Rating مستقل COP است. محدودیت مهم، مصرف و ریسک کم‌باری یک موتور بزرگ در سایتی است که فقط در لحظه‌ای کوتاه توان بالا می‌خواهد. برای بهره‌بردار صنعتی مسلط به PT و بار متناسب، گزینه قابل بررسی است؛ برای الزام ECM یکپارچه یا بار عمدتاً سبک، باید انتخاب دیگری را هم ارزیابی کرد.

نکته خرید، تأیید Fuel Rating و سلامت زیر بار گرم است؛ نکته کوپله، انتخاب آلترناتور بر اساس بزرگ‌ترین راه‌اندازی و رفتار تحریک است. اگر بار ثابت پروژه در محدوده COP مشترک خانواده است، افزایش به G5/G14 را تنها با عدد Prime توجیه نکنید. اگر توان متغیر بالاتر لازم است، همان مدل‌های مجاور ممکن است منطقی‌تر باشند، مشروط به تأیید Sizing و پشتیبانی.

منابع

Cummins KTA38-G3، فوریه ۲۰۲۳، PD00000066 مرجع اصلی است. مقایسه با G5، فوریه ۲۰۲۳، G14، ژوئن ۲۰۲۱ و G9، ژوئن ۲۰۲۳ انجام شده است. مبانی نصب و سایزینگ: Cummins T-030. حاشیه، توان ویژه، L/kWh و ترتیب تست‌ها محاسبه و تحلیل آتروپات‌اند.